دو دست دعا ...
دو دست دعا، فرا بُردهام، به سوی آسمانها ...
که
... چو در پرده کشیدی ناز نوروز،
به نوروزی نشستی دولت آن روز
(از: قیصر امینپور و
جمالالدین الیاس نظامی گنجهای)
(ببینید)
▫️
خندان شده اشکوفه و گل جامه دریده
کهاز سوی عدم، سنبله و یاسمن آمد
جانهای گلستان به دم دی بپریدند
هنگام بهاران شد و هر جان به تن آمد ...
چون صبر گُزیدند به دی جمله درختان
آن هجر چو چاه است و صبوری رسن آمد
چون صبر گُزید آئس، آمد فرجش زود
چون خُلق حسن کرد، نگار حسن آمد
در عیدِ بهار، ابر برافشاند گلابی
وآن رعد بر آن اوج هوا، طبلزن آمد ...
بس جان که چو یوسف به چَهِ مهلکه افتاد
پنداشت که گم گشت، خوداو در وطن آمد
زیرا که رهِ آبِ خَضِر، مُظلم و تاری است
آخر ز ره خار، گل اندر چمن آمد ...
ای ماهعذارِ من و ای خوشقدوقامت
برخیز که برخاست ز عشق تو قیامت
(از: جلالالدین محمد مولوی بلخی)
(ببینید)
▫️
روزم از روز بهتر است اکنون
از مراعات شمس دین فیروز
جاودان از فلک خطابش این
کهاِی بر اعدا و اولیا پیروز
(از: انوری ابیوردی)
(ببینید)
🔸
اولین کسی که گفت: هر روزتان نوروز!
أتیٰ عَليٌ بِهَدیّةَ النَّیروز، فَقالَ: «ما هٰذا؟». قالوا: یا أمیرالمؤمنین! ألْیومُ النَّیروز. فَقال: «إصنَعوا لَنا کُلُّ یَومٍ نَیْروزا». برخی ایرانیان مقیم کوفه، برای علی (علیهالسلام) هدیه نوروز آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: ای امیر مؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: «هر روزِ ما را نوروز سازید!»
(از: مَن لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۰۰.
وسائل الشیعة، ج ۱۲، ص ۲۱۳.)
🌸🇮🇷
هو السلام. سلام بر شما.