اجتماع علمی

معروض داشتم اتّکا به یک مشی اخلاقی که فراگیر باشد و قابلیت جذب دیگران را داشته باشد، سطح میانی و منسجم‌کننده برای تولید علم است. چرا؟ این توضیح را ملاحظه بفرمایید.

👨‍🏫🔗

مشق‌نویسی

یادش بخیر! چه دغدغه‌هایی درباره تولید علم داشتیم... (ببینید)

🎓😐

نجنگیدن

این است سرنوشت کشوری که به‌هنگام نجنگد. (قطعه‌ای کمیاب از رژه نیروهای ارتش امریکا در حضور رئیس‌جمهورشان، در تهران: ببینید)

😞🚨

پهلوان‌ها

حل واقعی مسائل مجموعه پیچیده‌ای همچون ایران ما، فقط از عهده پهلوان‌ها برمی‌آید.
(به دلیل وجود این ادراک عمومی و زیرساخت فرهنگی آن در ایران معاصر، حتی راهبران براندازی قاجاریه، برای سلسله جدید، عنوانی جعل کردند تا نسبتش دهند به تبار پهلوانان کهن که در پیوند با خردمندان بودند؛ که یعنی این پادشاه، اهل تشجّع و تفکّر است و امور مملکت را سامان و نظمی نو خواهد داد.)
و اما ازجمله مهم‌ترین مختصاتی که منش پهلوانی را می‌سازند، این است که: پهلوان، هرگاه بین دو راه، مُخیّر شود، راه سخت‌تر را برمی‌گزیند.
چه جهان‌بینی خاصی او را به این انتخاب می‌کشاند؟

💪🪨

امثال این باغ

نمونه‌های قبلی به کنار، چه شد که در صد-صدوپنجاه سال اخیر، از امثالِ باغ پهلوان‌پور مهریز یزد (+)، رسیدیم به وضع معماری و آبخیزداری ناجور امروزمان؟! آیا به این دلیل بوده که در فرهنگ عمومی، جدی گرفتن ضرورتِ همراهی هوش و فکر، و همگامی عزم و حزم، تضعیف شد؟ حتی این که «خلق را تقلیدشان بر باد داد» و عود کردن چندباره آن، آیا منشعب از این جدی نگرفتن نبوده؟

🏜⛲️