اگر شود همه عالَم ز کافران تاریک، نگیرد آینه کبریاش گردی زآن

به جنب او دو جهان قطره‌ای است از دریا، چه کم شود چه زیادت ز قطره باران ...

زهی کمال خدایی که صدهزار عقول، ز فهم‌کردن او مانده‌اند سرگردان ...

بدان که عقل تو یک قطره است و قطره آب، چگونه فهم کند کُنهِ بحر بی‌پایان ...

از آن شراب که در جام مخلصان ریزی، به جان پاک محمّد که قطره‌ای بچشان

تو میزبان بهشتی و من رسیده ز راه، فرو مبند درِ خُلْد کآمدم مهمان

(از: عطار نیشابوری) (+)

🏴🚩🏴